RSS
خ داوند عالم عشق را آفريد
تا -پس از خودش-
براي تو مي نويسم اي روشنگر افتاب
اي اميد فروزان
اي وارث زمين
اي معشوق زمان
تو كه بوي پيامبر را مي دهي
تو كه پسر حيدري
و عزيز زهرا!
تو كه قايم خون حسيني.
خداوند عالم عشق را آفريد
تا- پس از خودش- امثال تو دوست داشته شوند.....
حسين را كشتند:
"بسم الله و بالله
وفي سبيل الله
و علي ملّه رسول الله"
ولي...........
ولي تو مي آيي
مي آيي و طنين الله اكبرت
گلوي قاتلانش را خنجر مي شود
و زخمهاي زهرا را مرحم
فرق علي را دارو
و جگر حسن را درمان.
مي آيي تا حُسن ختام رسالت رسول نور باشي.
مي آيي.......
وهر گلي كه صبحدم مي شكفد
رسالتي دارد
تا امروز زمين گلباران باشد
آخر... شايد امروز بيايي.........
صدايي مي شنوم
"اللّهم عجّل لوليّك الفرج"
زمين و زمان زمزمه مي كند
منتظران همه با هم در نيازند:
اللّهم عجّل لوليّك الفرج
اللّهم عجّل لوليّك الفرج...