
ا
مشب كه بوي عاشقي مي آيد از كوي شما
پر مي شوم از واژه و رو مي كنم سوي شما
هر دفعه كه مي خواهم از دلدادگي شرحي دهم
انگار از اول ميشوم يكباره جادوي شما
وقتي كسي مي گويد از رسم ومرام دلبري
فورن به خاطر آورم آن پيچش موي شما
باران رحمت هستي و بي شائبه مي باري و
دارم دلي قربان شده افتاده در جوي شما
با يك كمان آبي از بالا اشارت دادي و
آمد فرو در سينه ام آن تير ابروي شما
از آن به بعد زندگي عاشق شدم با سادگي
هم عاشق شيدائي و هم عاشق روي شما
مثل هميشه مستم از عطر خوش آلاله ها
امشب كه بوي عاشقي مي آيد از كوي شما !!!
|
+| نوشته شده توسط
samira در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385
|